الله

 

 

به نام خدا

 

 

خدایا!

 

جوی کوچک وجود ما تنها با پیوستن به دریای تو آرام می گیرد .

 

آرامشی از خویشتن نسیبمان فرما و آینه صور ما را با انوار محبت خویش جلا بخش

 

 

 

 

 

 

 

خداوندا!

 

ای پناهگاه تبعیدیان ! گریزگاه گریزندگان ! مأمن پناهندگان ! مأوای سالکان !

 

ای امید محرومان ورانده شدگان ! ای منجی به هلاک افتادگان وپای در گل ماندگان !

 

ای نگاهدارنده بینوایان ! ای چراغ در راه ماندگان ! ای دستگیرنده از فقر بر زمین افتادگان ! وای شنوای ناله فریاد در گلو ماندگان !

 

 

 

 

ای دست گیرنده دست از جان شستگان ! ای سر فرا آورنده از تنها وآخرین درامید بیچارگان !

 

ای گنج مخفی مستمندان ! ای یکتای دو تا شدگان ! ای بند زننده کاسه دل در خود شکستگان ! ای مرهم زخم خوردگان ! ای ملجأ پی خستگان ! ای پشتیبان مستضعفان ! ای پناه وحشت زدگان !

 

ای فریاد رس اندوهگینان ! ای قلعه آوارگان !

 

اگر پناهنده به درگاه تو عز تو نشوم ، به کجا پناهنده شوم ؟ مطمئن تر از قلعه قدرت تو کجاست ؟

 

کجا پنهان شوم امن تر از سایه مهابت تو ؟

 

 

 

خدایا!

 

گرگان درنده گناهانم مرا به دامن عفو تو آویخته اند ، مرانم .

 

وخطاهایم مرا به کوچه اغما زتو کشیده اند، مخواه که نمانم .

 

نادرستی رفتارم مرا در زیر سایه پرده پوشی تو نشانده است ، به کس منمایانم .

 

آلودگیم مرا به چشمه عفو تو گسیل داشته است ، راضی مشو که تشنه بمانم .

 

 

 

خدایا!

 

من از بیم کیفر تو وحشت انتقام تو نیز به تو پناه آورده ام .

 

مولای خویش را آزرده ام و از ترس مجازات او دامن خود او را چسبیده ام .

 

گل را شکسته ام و به دامان باغبان پناهنده شده ام .

 

آب فطرت خویش گل آلود کرده ام وخالق را به شفاعت می طلبم .

 

 

 

خدایا!

 

نافرمانی تو کرده ام و از بیم نگاه خشم آلود تو به زیر شولای مهر تو پنهان می شوم .

 

گریز گاهی جز به سوی تو نیست .

 

 

 

خدای من !

 

سزای کوبنده در نگشادن نیست و سزای پناهنده ، راه ندادن ، نه .

 

جزای آنکه پای آبله و درد آلوده تا قله عز تو بالا آمده است ، به دره سوق دادن نیست .

 

 

 

خدایا!

 

گرسنه ای غریب افتاده است و جز راه خانه تو نمی داند ، سزاوار گرسنه ماندن نیست .

 

سزای تشنه ای که به یقین آب را نزد تو می داند ، ترک خوردن لبها و زبان از خشکی نیست .

 

 

 

 

 

خدایا!

 

به دردمند مویه کننده ، خشمگین نگریستن رواست ؟

 

بیچاره پناه آورده را از خویش راندن شایسته است ؟

 

 

 

 

خدایا!

 

ما چون کوری که بوی منزل معشوق را دنبال میکند رو به سوی تو راه افتاده ایم از چاههای بین راه نیز دستگیرمان تویی . چرا که ما در جاده توجه تو گام می زنیم .

 

ما از اقصای دیدرس بی منتهای تو می آئیم .

 

ما در فضای نگاه تو تنفس می کنیم .

 

مگر نه اینکه ما از آن توایم ؟ بی تو کیستیم ؟

 

 

 

 

 

خدایا!

 

به تقدیس برگزیدگان ملائکه ات وشایستگان آفرینشت وبندگانت ، که سپری ما را عطا کن که از خنجرهای مهلک وتیرهای آفت بار وزخم بلاهای ایمان خوار ، حفظ کند .

 

 

 

خدایا!

 

آرامش در دست توست وجان ، تنها با دم تو قرار می یابد و دل ، تنها با یاد تو اطمینان می پذیرد .

 

 

 

خدایا!

 

جوی کوچک وجود ما تنها با پیوستن به دریای تو آرام می گیرد .

 

آرامشی از خویشتن نسیبمان فرما و آینه صور ما را با انوار محبت خویش جلا بخش .

 

 

خدایا!

 

ما را در میان دستهای خویش گیر و بر زانوی عصمت خویشت بنشانمان ، بحق مهرت رحمتت ای مبدأ مهر و ای منتهای رأفت .

 

برگرفته شده از مناجات امام سجاد علیه السلام