بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
دنياي صاحب زماني (عج)
با يك نگاهي ايندل مهجور ما را شاد كن
اين قلب ويران گشته را با وصل خود آباد كن
مرغ دلم محبوس شد در محبس هجران تو
اين مرغك محبوس را از آن قفس آزاد كن
بازآ و بين ظلم و ستم پركرده شرق و غربرا
برچين بساط ظلم را ترويج عدل و داد كن
شيطان و شيطان كيش را بردار از روي زمين
امر خدا را رائج اندر عالم ايجاد كن
اميد دلجوئي نداريم از كسي جز لطف تو
از ما تو اي «ذكر خدا» يكدم بيا و ياد كن
ما عاشقان خسته را يابنالحسن (عج) منت بنه
در زمرة انصار خود از جملة اوتاد كن
بازآ و با تيغ دو سر اي دست حق در آستين
مقهور كن قهار را مظلوم را امداد كن
هر كس براي خود كند تفسير قرآن مجيد
بازآ بحكم واقع قرآن تو استشهاد كن
دلهاي اجداد تو (ع) با غم تا بكي باشد قرين
اي منتقم بازآ و آنها را دگر دلشاد كن
دنياي پرجوروجفا صاحب زماني (عج) كي شود؟
اوضاع را برهم بزن وضعي دگر بنياد كن
صياد آمال و هوا صيد دل ما كرده است
لطفي كن و دل را رها از چنگ اين صياد كن
از بهر درك روز وصل «متلجي» خواهد زتو
عمرش اگر طي شد به او آنرا تو استرداد كن
نوشته شده توسط ستاره شب در 87/03/23 ساعت 23:37 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
جزيرة خضرا
يارب مرا جزيرة خضرا نصيب كن
نائل مرا بديدن روي حبيب كن
ما را كه عمرمان سپري گشت با فراق
ديدار آن عزيزتر از جان نصيب كن
يارب طبيب من كه علاجم كند كجاست؟
عازم مرا به محكمة آن طبيب كن
ما دلشكستهايم به آن دلنواز گو
دلجوئي از شكسته دلان غريب كن
يارب براي خاتمة عصر غيبتش
ورد زبان او همه امّن يُجيب كن
بيش از هزار سال گذشت ز صبر او
يارب دگر برون زدل او شكيب كن
گويند جمله منتظران همچو «ملتجي»
يارب ظهور حضرت او عنقريب كن
نوشته شده توسط ستاره شب در 87/03/23 ساعت 23:36 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
دم جانبخش
الهي چشم ما را بر جمال دوست بينا كن
قلوب مردة ما زان دم جانبخش احيا كن
وجود ما سراپا غرق عصيانست و ناپاكي
به طُهر ذات او ما را زناپاكي مبرّا كن
اهلي چون شب تار است روز ما زهجرانش
ز پشت ابر غيبت روي ماهش را هويدا كن
زمانه دين ختمالانبيا (ص) را نيمه جان كرده
به جسم نيمه جان شرع، جان تازه القا كن
به مهجوري قرآن غريبت رحم كن يارب
برات انقلاب مهدي موعود (عج) امضا كن
خدايا در جوار حضرت صاحب زمان مهدي (عج)
بما توفيق طوف قبر ثارالله (عج) اعطا كن
تواي اميد قلب اصفيا و انبيا (ع) آخر
بيا احقاق حق اوليا از خيل اعدا كن
طبيب دردمنداني بيا اي محيي دلها
مريض درد هجران را بلطف خود مداوا كن
شده بازيچة دست اجانب دين يزدانت
بيا حكم الهي را تو اندر ملك اجرا كن
اگر چه «ملتجي» كمتر بود از خاك درگاهت
تو او را در شمار شيعيان خويش احصا كن
نوشته شده توسط ستاره شب در 87/03/23 ساعت 23:35 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
صدهزاران اولیا، روی زمین
از خداخواهند مهدی (عج) را یقین
یا الاهی، مهدیم، از غیب آر
تا جهان عدل گردد آشکار
مهدی هادیست تاج اتقیا
بهترین خلقِ بُرجِ اولیا
ای ولای تو معین آمده
بردل و جانها همه روشن شده
ای تو ختم اولیای این زمان
وزهمه معنی نهانی، جانِ جان
ای توهم پیدا و پنهان آمده
بنده «عطار»ت ثناخوان آمده
نوشته شده توسط ستاره شب در 87/02/12 ساعت 19:48 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم زمزمه انتظار
گفتم: که روی خوبت، از من چرا نهان است؟
گفتا: تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است!
گفتم: که از که پرسم، جانا نشان کویت؟
گفتا: نشان چه پرسی، آن کوی بی نشان است!
گفتم: مرا غم تو، خوشتر ز شادمانی
گفتا: که در ره ما، غم نیز شادمان است!
گفتم: که سوخت جانم، از آتش نهانم
گفت آنکه سوخت او را، کی نادیا فغان است؟
گفتم: فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی!
گفتم نفس همین است؟ گفتا سخن همان است!
گفتم: که حاجتی هست،؛ گفتا بخواه از ما!
گفتم: غمم بیفزا، گفتا که رایگان است
گفتم: ز (فیض) بپذیر، این نیم جان که دارد
گفتا: نگاه دارش، غمخانة تو جان است!
نوشته شده توسط ستاره شب در 87/01/02 ساعت 9:52 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم زمزمه انتظار
رواق منظر چشم من آشیانه تست
کرم نما و فرود آکه خانه خانة تست
ندادهام بکسی نقد دل بحز مهرت
در خزانه بمهرتو و نشانة تست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصة جان خاک آستانه تست
تو قطب عالمی ای شهسوار ورنه چراست
که توسنی چو فلک رام تازیانه تست
چرا ز یاد تو یاد خدا کنید اگر
کلید گنج سعادت نه در خزانه تست؟
زهی جلال و جمال و زهی صفات کمال
که در جهان همه گلبانگ عاشقانه تست
چو (فیض) طالب فیضم زخاک درگه تو
که فیضهای الهی در آستانه تست؟
[فیض کاشانی]
نوشته شده توسط ستاره شب در 87/01/02 ساعت 9:51 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
ایخدا جان بر لب آمد مهدی زهرا (س) نیامد
حجت بنالعسکری (ع) آن مونس دلها نیامذد
نالة یک عاشقی بشنیدم از یک کوچه باغی
هی بهار آمد ولی آن سر گل گلها نیامد
خون چکد جای سرشک از دیدة هر عاشق او
آنکه گیرد خون ز چشم عاشق شیدا نیامد
چشم ما چون دیده یعقوب شد از انتظارش
پس چرا آن یوسف زیبای دور از ما نیامد
کاخهای ظلم شرق و غرب عالم را گرفته
از چه رو ویرانگر کاخ ستمگرها نیامد
کارد از جور عدو بر استخوان ما رسیده
بارالها از چه رو پشت و پناه ما نیامد
بر سر راهش نشسته حضرت عیسی بن مریم (ع)
پیشوای و مقتدای حضرت عیسی (ع) نیامد
بانگ باطل هر طرف یارب طنین افکنده اما
بانگ جاءالحق بگوش از جانب بطحا نیامد
سیل اشک دوستان فاطمه (س) تا چند جاری
دادخواه حضرت صدیقه کبری (س) نیامد
در جوانی فاطمه (س) شد کشته از بیداد دشمن
آنکه گیرد انتقام خونش از اعدا نیامد
«متلجی» در حسرت دیدار او پیوسته گوید
ایخدا عمرم سرآمد مهدی زهرا (س) نیامد
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/12/17 ساعت 18:9 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
اختنام غیبت
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/12/10 ساعت 14:16 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
یار رفته سفر
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/12/10 ساعت 14:15 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
راه ضلال
دانم که نیم لایق دیدار جمالت
اما چکنم با دل و با شوق وصالت
از صفحة دل خاطر تو محو نگردد
بیرون نرود از سر من فکر و خیالت
هر لحظه که از یاد تو غافل شود ایندل
آن لحظة از عمر تلف شد ببطالت
بیچاره بود آن که بتو کار ندارد
هیهات از این غفلت و مستی و جهالت
هر راه بغیر از ره تو راه ضلال است
مگذار شوم رهرو وادی ضلالت
تو باب خدا هستی و ما سائل این باب
ما را بتو داده است خداوند حوالت
پُرگشته جهان از ستم و حق کشی و جور
بازآ و بزن تکیه بکرسیّ عدالت
از رحمت رحمان چه شود گر بنمائی
ما را به یاری که در آنی تو، دلالت
در پیش تو جا دارد از شدت تقصیر
گر آب شود «ملتجی» از فرط خجالت
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/12/03 ساعت 9:56 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت


صاحب هر امر
نظری بر من افتاده زپا کن ایدوست
دلم از قید غم هجر رها کن ایدوست
بسر خوان تو با دست تهی آمدهام
بخششی بر من بیبرگ و نوا کن ایدوست
لشگر نفس مرا تاخته بر کشور دل
عقل را بر من و دل حکمروا کن ایدوست
ایکه وجه اللهی و روی همه جانب تست
دل ما را بری از روی و ریا کن ایدوست
یا همه نامه سیاهی بتو روی آوردیم
تو به حسن نظرت روی بما کن ایدوست
من بیمایه اگر از نظرت افتادم
تو به افتاده نظر بهر خدا کن ایدوست
این دل و دیگه اگر قابل دیدار تونیست
قابلیت بدل و دیده عطا کن ایدوست
کام عاشق بوصال تو روا میگردد
عاشق سوخته را کامروا کن ایدوست
گرچه دوران فراق تو بطول انجامید
توبرای فرج خویش دعا کن ایدوست
حکم حکم تو بود صاحب هر امر توئی
من کیم تا بتو گویم که چِها کن ایدوست
یاد کن «ملتجی» از گفتة استاد که گفت
دوست را با عمل خویش رضا کن ایدوست
التماس دعا
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/10/07 ساعت 11:18 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت

بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
p فیض حضور i
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/09/22 ساعت 22:20 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم
زمزمه انتظار
p گنج پنهان شده i
وارث خیل رسل مهدی (عج) موعود کجاست؟
محیـی سنّـت دیرینـة محمود (ص) کجاست؟
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/09/16 ساعت 7:9 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم

زمزمه انتظار
p زمزمة آمین i
تـا ظهـورت نشود شیعة تـو غمگیـن اسـت
یـاد تـو بـر دل غمـدیـدة مـا تسکیـن اسـت
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/09/16 ساعت 7:9 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
بسم الله الرحمن رحيم

زمزمه انتظار
p دولت گنج نهان i
دلهـای مـا بیـاد امـام زمـان (عج) خـوش است
در آرزوی دیـدن آن مـهـربـان خـوش اســت
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/09/16 ساعت 7:9 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت

p امید رسل i
آنکـه دیـن مصطفـی (ص) را مـیکنـد احیـا کجاست؟
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/09/09 ساعت 14:9 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
p مجری امر i
مـولا بـیـا مـولا بـیـا ای مـهـدی زهـرا (س) بـیـا
وی مجـری امـر خـدا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا
هجر تو ما را خسته کرد چون مرغ پر بشکسته کرد
قسمت نشد مـا را لقـا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا
خصـم ستمگـر خیـره شد بـر دوستانت چیـره شد
بهـر دفـاع از اولیـا ای مـهـدی (عج) زهرا (س) بیا
ای مـونـس غمـدیـدگـان وی همـدم رنجـیـدگـان
ای دلـنـواز انبیـا ای مـهـدی (عج) زهـرا (س) بیا
خـون شـد دل یـاران تـو از سـوزش هجـران تـو
تا کی تویی در اختفا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا
بـازوی زهرای جـوان (س) رأس شـه لـب تشنگان
گویند بـا شور و نـوا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا
فـوج مـلائـک در سمـا ارواح خـیـل انـبـیـاء (ع)
گـوینـد ای روح دعـا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا
در هـر کجـا حـاضـر تـویـی بـر کار ما ناظر تویی
ای آگـه از احـوال مـا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا
شـد «مـلـتـجـی» پـابنـد تـو افـتـاده او در بنـد تـو
او را مکن از خود جدا ای مهدی (عج) زهرا (س) بیا

نوشته شده توسط ستاره شب در 86/08/25 ساعت 8:0 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
p حسرت وصال i
آیـا شـود گـذار تـو افـتـد بـکـوی مـا
یـک لحظه روی مـاه تـو افتـد بـروی مـا
مـا در دیـار غـربـت و در کُـنـج اِنـزوا
آیـا شـود نـگـاه تـو افـتـد بسـوی مـا
در حسرت وصال تو طی شد صراط عمر
تـرسـم بخـاک دفـن شـود آرزوی مـا
ذرات کـن فکـان همه در هـای و هـوی تـو
تنها نه ذکـر نام تـو شـد هـای و هوی مـا
بهـر نمـاز عشق کـه شـرحش نگفتنی است
خـونـاب دیـدهگـان شـده آب وضـوی مـا
یـار اگـر نصیـب کنـی وصـل او چـه بـاک
در راه وصـلـش ار بـرود آبــروی مـا
ای «ملتجی» مـگـر نشنیـدی پیـام دوسـت
تقـوی تـرا چـو نیست مکـن جستجوی مـا
نوشته شده توسط ستاره شب در 86/08/25 ساعت 7:50 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت
قیل و قال
خـود گـواهـی از دل آشفـتـه و احـوال ما بخت مـا شـد واژگـون از کثـرت آمـال ما
از عزیز جـان و دل، بگـذشت در هجران تو روز مـا و هفـتـة مـا، مـاه مـا و سـال ما
در همـه عـالم نباشـد غیـر تـو مـا را امیـد ای امیـد نـا امیـدان رحـم کـن بـر حـال ما
گـرچه ما شرمندهایم از تـو ولی از لطف تو صحبت از روز وصـال تست قیـل و قال ما
بـال و پـر بـاید که پـرواز سـر کـویت کنیم زاتش هجـر تـو آخـر سوخت پـر و بـال ما
تـا بکـی وابستـه بـایـد بـود بـر بیگـانگـان کـی رسـد عهـد تـو و ایّـام استقـلال مـا؟
در میـان فتنـة آخـر زمـان چـون «ملتجی»
مـاندهایـم آخـر بیـا یکـدم بـه استقبـال ما

نوشته شده توسط ستاره شب در 86/08/17 ساعت 20:34 موضوع زمزمه انتظار | لینک ثابت

p طبیب دردمندان i
هیچـکس غیـر از تـو نـگشـاید گـره از کـارما
بـهـتـر از هـر کـس تـو آگـاهـی بحـال زار ما
حال ما باشد وخیم و کارمان سر در گُم است
رحـم کـن بـر حـال مـا اصـلاح فـرمـا کـارما
ای طبیـب دردمنـدان یـک سـراغ از مـا بـگیر
تـا شـفـا یـابـد دل غـمـدیـده و بـیـمـار ما
عـامِـلِ قـربِ تـو اخـلاص بـاشـد در عمـل
سـدِّ بـیـن مـا و تـو شـد زشـتـی کـردار ما
مـا غـریـب و بینـوا و دردمنـد و مـضـطـرب
سـرکـش کـی مـیکـنی از مـا تـوای دلدار ما
روزِ تـار و تـیـرهتـر از شـام یـلـدا تـا بـکی؟
کـی بپـایـان میرسـد ایـن روزگـار تـار ما؟
دست غیبی تو یابنالعکسری (عج) از آستین