تبليغاتX
بـــــــــــه عشــــق تـــــو گـــرفتارم
لینک دوستان
[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 11:13 ] [ ]

رحلت جانگداز پیامبر حضرت محمد (ص)

شهادت غریبانه و جانگداز حضرت امام حسن مجتبی (ع)

شهادت امام علی بن الموسی رضا (ع)

بر فرزند بزرگوارشان

حضرت مهدی (عج)

و

تمامی عاشقان و پیروان برحقشان

تسلیت عرض میکنم

 

التماس دعا

 

[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 12:7 ] [ ]

بنویسید به دیوار سکوت، عشق سرمایه هر انسان است،

بنشانید به لب حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شیطان هست،

و بدانید که فردا دیر است، و اگر غصه بیاید امروز تا همیشه دلتان درگیر هست.

پس بسازید رهی را که کنون تا ابد سوی صداقت برود و بکارید به هر خانه گلی که فقط بوی محبت بدهد

[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 19:24 ] [ ]
چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »

شمع دوم گفت: « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد.

وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه کفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد .

کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند. او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟» چهارمین شمع گفت: « نگران نباشد، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. » چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.

بنابر این شعله امید هرگز نباید خاموش شود. ما باید همیشه امید و ایمان و صلح و عشق را در وجود خود حفظ کنیم
برچسب‌ها: عشق امید شمع محبت ایمان
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 22:20 ] [ ]
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
برفت در همه عالم به بی دلی خبرم

نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم
نه صبر و طاقت آنم که از تودر گذرم
...
من از تو روی نخواهم به دیگری آورد
که زشت باشد هر روز قبله دگرم

بلای عشق تو بر من چنان اثر کردست
که پند عالم و عابد نمی‌کند اثرم

قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند
میان آن همه تشویش بر تو می‌نگرم

به جان دوست که چون دوست در برم باشد
هزار دشمن اگر بر سرند غم نخورم

نشان پیکر خوبت نمی‌توانم داد
که در تأمل او خیره می‌شود بصرم

تو نیز اگر نشناسی مرا عجب نبود
که هر چه در نظرآید از آن ضعیفترم

به جان و سر که نگردانم از وصال تو روی
و گرهزار ملامت رسد به جان و سرم

مرا مگوی که سعدی چرا پریشانی
خیال روی تو بر می‌کند به یک دگرم

برچسب‌ها: سعدی شعر وصال عشق
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 22:18 ] [ ]

 

خدايا:

مي خواهم در هر قنوت دستانم پلي باشد براي رسيدن به آسمان نگاه تو،

مي خواهم آنگاه كه به سجده مي افتم و

از تو ياري مي جويم مرا به لطف و احسان خويش بنوازي و عفو نمايي

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 22:1 ] [ ]
درباره وبلاگ

حدیث از امام صادق (ع):
نوروز‌‌ روزی است که قائم ما حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت به انتظار فرج نشسته ایم .
**********

بارالها
برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،
برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی
برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش
و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم
*******
اگر خداوند آرزویی در دلت نهاد ، بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است

*******
خدایا! تو آنچنانی که ما می خواهیم، مارا آنچنان کن که تو می خواهی

*******

دل به هر کجا رو کند ، آخر بيايد سوي دوست
قبله دل ها کجا باشد به غير از کوي دوست
****
طنين نبض باراني ، بلوغ چشمه ساراني
تو را من دوست ميدارم ، ميدانم که ميداني . . .
*****
مرا بسپار در یادت
به وقت بارش باران
نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد دعایم كن ، كه من محتاج محتاجم
*****
یک آسمان ترانه ، صد بیت عاشقانه / تقدیم به قلب پاکت ، ای بهترین بهانه
*****
به همه دنيابگونگاه توسهم منه هرجاى دنيا كه باشى دلم برات پرميزنه
*****
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻗﻠﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﻗﻠﺐ ﺑﻴﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻢ ﺍﺯﺩﻭﺭ ﺳﻼﻡ ﺩﺍﺭﻡ
*****
مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران،نگاهت گر به ان بالاست و در حال دعا هستی خدا انجاست دعایم كن...دعایم كن كه من محتاج محتاجم
*****
قفسم را مشکن
تو مکن آزادم
گر رهایم سازی ، به خدا خواهم مرد
من به زنجیر تو عادت کردم
بارها در پی این فکر که در قلب توام
با تو احساس سعادت کردم
تو محبت کن و بگذار تا عمری هست
من بمانم چو اسیری به حریم قفست !!
******
در زمانی که وفا
قصه ی برف به تابستان است
و صداقت گل نایابیست

و در آیینه ی چشمان شقایق ها نیز

عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست
به چه کسی باید گفت:
با تو خوشبخترین انسانم؟؟؟؟؟؟؟؟
******
دل تنگــــ ـــ ــی
تنها نصیب من بود
از تمام زیبایی هایت
******
باید دیگر شد تا به یکدیگر شدن رسید
یکدیگر شد تا به همدیگر شدن رسید
و همدیگر شد تا معنی راستین عشق را
که ودیعه گرانبهای خدا است
در گنجینه نهاد آدمی دریافت
******
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
امکانات وب
free counters
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت